هیچ وقت نخواستیم .........بهتره یه کم بیشتر فک کنیم

کودک نجوا کرد: - خدایا با من حرف بزن.
مرغ دریایی آواز خواند.کودک نشنید ، سپس فریاد زد: - خدایا با من حرف بزن.
رعد در آسمان پیچید.اما کودک گوش نداد.کودک نگاهی بهاطرافش انداخت و
گفت:- خدایا بذار ببینمت.
ستاره ای درخشید ، ولی کودک توجه نکرد.
کودک فریاد زد: خدایا یه معجزه به من نشون بده.
یک زندگی متولد شد ، اما کودک نفهمید.
کودک با نا امیدی گریست. - خدایا با من در ارتباط باش.بذار بدونم اینجایی!
بنابراین خدا پایین آمد و کودک را لمس کرد، ولی کودک پروانه را کنار زد و
رفت.
نظرم که فراموشتون نمیشه دوستای من نه؟؟؟؟!!![]()
![]()

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱٤ساعت۱۱:٤٠ ب.ظبه قلم زهرا | حرفاي مشتي ()
اقسام گدایی
ادامه مطلب
+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱٢ساعت۳:٠۸ ب.ظبه قلم زهرا | حرفاي مشتي ()


